8 قرص ضد افسردگي در قرآن
در اسلام نخست کوشش بر اين است که انسان ها مبتلا به بيماري هاي رواني نشوند، اما اگر کسي به هر دليل مبتلا شد براي درمان آن هم دستوراهايي داده شد که اگر بيمار به آن دستوراها عمل کند شفا خواهد يافت. حال به بعضي از آن تعاليم درماني اشاره مي کنيم:
راههاي درمان بيماري هاي همچون افسردگي
.1 صبر و شکيبايي
صبر يکي از اساسي ترين روش هاي مقابله با استرس و عوارض ناشي از آن مي باشد. عامل اصلي پيروزي بر مشکلات و حوادث صبر است؛ لذا در اسلام براي پيروزي برشدايد و مشکلات و حتي پيروزي و غلبه بر دشمن ظاهري در ميدان جنگ دستور صبر داده اند و فرمودند از صبر کمک بگيريد: » يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ؛(1) « اي مؤمنين در برابر حوادث سخت و دشوار زندگي از صبر و استقامت و نماز کمک بگيريد زيرا خدا با صابران است.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: و تنها چيزي که از آن اميد فرج و نجات در برابر مشکلات است صبر است؛» بِالصَّبْرِيتَوَقَّعُ الفَرَجَ.(2)
اين است که در قرآن کريم حدود هفتاد مورد از صبر سخن به ميان آمده و مورد تأکيد قرار گرفته است. بنابراين، به عکس آنچه بعضي گمان مي کنند، صبر به معناي تحمل بدبختي ها و تن دادن به حوادث ناگوار، و تسليم در برابر آنها نيست؛ بلکه صبر به معناي پايداري، استقامت و وسيله اي براي پيروزي و غلبه بر مشکلات است.
.2 صلوات (نماز)
در بين عبادات هيچ عبادتي مانند نماز نيست. نماز بهترين وسيله براي ارتباط انسان با خداي متعال است و به خاطر توجه دادن نفس انسان به خداي قادر مطلق و حکيم علي الاطلاق، مصائب و مشکلات را از ياد او برده و باعث آرامش او مي شود؛ لذا در قرآن کريم به مؤمنين دستور استعانت و کمک جستن از نماز داده شده است: » يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ (3) « از سوي ديگر گناه و منکرات از عوامل استرس زا و مشکل آفرين است و نماز مانع از گناه و در نتيجه وسيله اي براي آرامش است» انَّ الصَّلَاةَ تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکرِ (4) « طبيعت نماز از آن جا که انسان را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده يعني اعتقاد به مبدأ و معاد مي اندازد، اثر بازدارندگي از فحشا و منکرات دارد.
از قرآن براي بيماري هاي خود شفا بطلبيد و براي پيروزي بر شدايد و مشکلات از آن، استعانت جوييد؛ زيرا در قرآن شفاي بزرگ ترين بيماري ها يعني کفر، نفاق، گمراهي و ضلالت است، پس آنچه مي خواهيد به وسيله قرآن از خدا بخواهيد و با دوستي قرآن به سوي خداوند توجه کنيد.
3. دعا و نيايش
در اهميت دعا همين بس که قرآن کريم از زبان خدا مي فرمايد: اي پيامبر! به بندگانم بگو اگر نبود دعاي شما، پروردگارم اعتنايي به شما نمي کرد»: قُلْ مَا يعْبَأُ بِکمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاوءُکمْ. (5) « به قول استاد حسن زاده آملي: دل بي دعا بها ندارد و دلي بي بها، بها ندارد»: قُل مَا يعبأُ ُبِکم رَبِّي لَولاَ دَعَائُکم (6) « نخستين چيزي که توجه بشر را در راه مبارزه با بيماري ها، به خود جلب کرده و مي کند، بهره گيري از دو روش مادي و معنوي است که امروزه نيز در اکثر نقاط جهان از اين دو روش، کم و بيش استفاده مي شود. منظور از راه و روش مادي، استفاده از داروها، درخواست کمک از طبيبان و بهره گيري از تمامي روش هايي است که به نوعي در بهبود سلامت انسان موءثرند که گياه درماني نمونه بارز آن است. منظور از راه و روش معنوي، همان دعا، نيايش، توسل و درخواست از خداي بزرگ است.
.4 قرآن و بهره گيري از آن
با مراجعه به آيات و روايات روشن مي گردد که قرآن نسخه شفابخش خداي سبحان براي بيماران است. قرآن شفاي دردهايي است که چه بسا از محدوده ناهنجاري هاي شناخته شده روان شناسي خارج است، يعني ممکن است فردي از نظر روان شناسي داراي شخصيت متعادلي باشد؛ ولي در فرهنگ قرآن بيمار به حساب آيد و قرآن دارويي براي شفاي بيماري او باشد. قرآن کريم خود را در آيات متعدد»شفا» معرفي کرده است. منظور از شفا، شفا از بيماري هاي روان و قلب است. بيماري هايي از قبيل: کفر، شرک، نفاق، بخل، حسد، کينه و .... يعني قرآن درمان و شفاي آلودگي هاي معنوي و رواني است» يا أَيهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُور«ِ؛ (7) اي مردم! اندرزي از سوي پروردگارتان براي شما آمده است، و درماني براي آنچه که در سينه هاست (درماني براي بيماري دل هاي شماست.)
و آيه ديگر» وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُومِنِينَ؛ (8) « و از قرآن آنچه شفا و رحمت است براي مؤمنان، نازل مي کنيم». و «قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًي وَشِفَاء؛ (9) بگو اين کتاب براي کساني که ايمان آورده اند رهنمود و درمان است». امام علي عليه السلام در کلمات خود به جنبه شفا بخشي قرآن اشارات زيادي دارد که به برخي از آنها اشاره مي شود:
»... فَاسْتََشْفُوهُ مِنْ اَدْوَائِکم وَ اسْتَعينُوا بِهِ علي لَأْوَائِکم فاِنَّ فيهِ شِفاءً مِنْ أکبَرِ الدَّاء وَ هُوَ الْکفرُ و النِّفاقُ و الغي وَ الضَّلالُ فَاسْأَلُوا اللَّهَ بِهِ وَ توَجَّهوُا اِلَيهِ بِحُبِّهِ؛ (10) « از قرآن براي بيماري هاي خود شفا بطلبيد و براي پيروزي بر شدايد و مشکلات از آن، استعانت جوييد؛ زيرا در قرآن شفاي بزرگ ترين بيماري ها يعني کفر، نفاق، گمراهي و ضلالت است، پس آنچه مي خواهيد به وسيله قرآن از خدا بخواهيد و با دوستي قرآن به سوي خداوند توجه کنيد.
جالب اين که شفابخشي قرآن آثار نامطلوب ندارد. برخلاف داروهاي مادي که غالباً آثار نامطلوب در ارگان هاي بدن مي گذارند تا جايي که در حديث معروفي آمده است: «هيچ دارويي نيست مگر اين که خود سرچشمه بيماري ديگر است؛
امام علي عليه السلام در اين رابطه چنين مي فرمايد:
»شَفاءً لا تُخشي أسْقامُه«ُ؛ (11) قرآن داروي شفابخشي است که هيچ بيماري از آن برنمي خيزد.
خداوندا! ما را از جمله کساني قرارده که از قرآن شفا يافته و به طور کامل بهره مند گرديده است.
.5 تقوي
قرآن کريم از جمله آثار تقوي را خروج از مشکلات معرفي مي کند، و يا کساني که در گذران زندگي براي به دست آوردن لقمه ناني، گرفتار فقر و بدبختي اند و از اين طريق مبتلا به ناراحتي و اضطراب اند، قرآن کريم يکي از آثار تقوي را روزي از طريق غيرمتعارف مي داند. البته اين معنايش اين نيست که مردم از کسب و کار دست بردارند و براي به دست آوردن روزي شان به تقوي روي آورند. کسب و کار از يک سو و خير و برکت در اثر تقوي از سوي ديگر لازم است »: وَ مَنْ يتَّقِ اللَّهَ يجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يرْزُقْهُ مِنْ حيثُ لا يحْتَسِبْ«؛ (12) و هر کس تقواي الهي پيشه کند خداوند راه نجاتي براي او فراهم کند، و او را از جايي که گمان ندارد روزي مي دهد». يقيناً مسايل مربوط به معيشت و زندگي گاهي سبب گرفتاري و نگراني است که تقوي آن را بر طرف مي سازد. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود:
»إنِّي لَأَعْلَمُ آيةً لَوْ اَخَذَ بهِ النّاَس لَکفَتْهُمْ و مَن يتَّق اللَّه يجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً... فما زالَ يقوُلُهَا وَ يعيدُها« ؛ (13) من آيه اي را مي شناسم که اگر تمام انسان ها دست به دامن آن زنند براي حل مشکلات آنها کافي است. پس آيه «من يتق اللّه را تلاوت فرمود و بارها آن را تکرار کرد.
لازم به ذکر است که تقوي براي بيماري هاي رواني انسان هم جنبه بهداشتي و پيش گيري دارد و هم جنبه درماني.
.6 توکل به خدا
منظور از توکل به خدا اين است که انسان تلاش گر کار خد را به او واگذارد و حل مشکلات خويش را از او بخواهد. خدايي که از تمام نيازهاي او آگاه است، خدايي که نسبت به او رحيم و مهربان است، خدايي که قدرت حل هر مشکلي را دارد.
لذا رسول خدا صلي الله عليه و آله در شب معراج از خداي سبحان سؤال کرد: پروردگارا! «اَي الاعمالِ اَفْضلُ؟ کدام اعمال برتر است؟ فرمود »: «ليسَ شَيءٌ عندِي اَفضَلُ مِنَ التوَکلِ عَلي و الرِّضا بِمَا قََسَمْتُ«؛ (14) چيزي در نزد من افضل و برتر از توکل بر من و خشنودي به آن چه قسمت کرده ام نيست . بديهي است توکل به اين معني هميشه توأم با جهاد و تلاش و کوشش است نه تنبلي و فرار از مسوءوليت ها. اين نوع توکل است که قرآن کريم مي فرمايد »: وَمَن يتَوَکلْ عَلَي اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه «ُ؛ (15) هر کس بر خدا توکل کند کفايت امرش را مي کند. حاصل آن که يکي از عوامل درمان بيماري رواني توکل به خداست.
.7 توبه و استغفار
توجه به آمرزش خداوند و بخشش او؛ يعني تمامي گناهان قابل آمرزش هستند. تنها وسيله و بهانه اي مي خواهد که يکي از آن وسايل توبه است»: وَأَنِيبُوا إِلَي رَبِّکمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يأْتِيکمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ«؛ (16) به درگاه پروردگارتان باز گرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آن که عذاب به سراغ تان آيد، سپس از سوي هيچ کس ياري نشويد . توجه به آثار توبه و استغفار؛ هر کس بسيار استغفار کند براي او از هر اندوهي گشايشي و از هر تنگنايي راه نجاتي قرار مي دهد
.
.8 توسل به اولياء دين
توسل به اولياي الهي مانند پيامبران و اوصياي گرامشان يقيناً مايه امن و آرامش روان است؛ زيرا علاوه بر اين که به تجربه ثابت شده که بسياري از مشکلات و بيماري هاي جسمي و رواني با توسل حل و برطرف شده، در قرآن کريم و روايات اهل بيت نيز به آن دستور اکيد داده شده است. به عنوان نمونه آيه شريفه: »يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ«؛ (17) اي کساني که ايمان آورده ايد، پرهيزکاري پيشه کنيد و وسيله اي براي تقرب به خدا انتخاب نماييد
وسيله در اصل به معناي تقرب جستن و يا چيزي است که باعث تقرب به ديگري از روي علاقه و رغبت مي شود، مي باشد (18) بنابراين وسيله در آيه فوق معناي وسيعي دارد و شامل هر کار و هر چيزي که باعث تقرب انسان به خدا مي شود. مهم ترين آنها ايمان به خدا و پيامبر، جهاد در راه خدا، عبادات، زيارت خانه خدا، صله رحم، انفاق در راه خدا هم چنين هر کار خير و پسنديده مي باشد.(19) و هم چنين شفاعت پيامبران، امامان و بندگان صالح خدا که طبق صريح قرآن باعث تقرب به خداست، در مفهوم وسيع توسل داخل است.
لازم به تذکر است که عوامل درمان منحصر به اين هشت امر نيست؛ بلکه امور ديگري از قبيل: دعا و اذکار خاص به ويژه ذکر يونسيه، فرو بردن خشم، خواندن سوره «الم نشرح» به مدت 27 روز، صبح و شب، ذکر خدا، توجه به رحمت و قدرت لايزال خداوند، توسل به امام زمان بالخصوص که امروزه وسيله امن وا مان اهل زمين است و ده ها عامل ديگر را مي توان نام برد.
»اللَّهمَّ وفِّقنا لمَا تحبُّ و ترضي«
پي نوشت ها :
(1) - بقره، 153.
(2) - ميزان الحکمه، ج5، ص 262، به نقل از غرر و بحار الانوار.
(3) - بقره، 153.
(4) - عنکبوت، 45.
(5) - فرقان، 77.
(6) - رساله نورعلي نور، در ذکر ذاکر و مذکور، ص10، مقدمه.
(7) - يونس، 57.
(8) - اسراء، 82.
(9) - فصلت، 44.
(10) - نهج البلاغه، خطبه 176.
(11) - نهج البلاغه، خطبه 198.
(12) - طلاق، 3.
(13) - مجمع البيان، ج1، ص306.
(14) - سفينه البحار، ج 2، ص 682، ماده وَکلَ.
(15) - طلاق، 3.
(16) - زمر، 54.
(17) - مائده،53.
(18) - تفسير نمونه،ج 4، ص 364.
(19) - نهج البلاغه، خطبه 110.